روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند . او تصمیم گرفت
عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را
از آب بیرون بیاورد , اما عقرب بار دیگر او را نیش زد . رهگذری او را دید و
پرسید:”برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی” . مرد پاسخ داد:”این طبیعت
عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم .
_ من نمی تونم اینجوری باشم یعنی هنوز به این مرحله نرسیدم به قول فریناز تازه وارد مرحله کرامت شدم :)
............................................................................................
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه
زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!
در بهشت تنها بودن سخت تر از
کویر است
_ واقعا موافقم، هیچ وقت دوست ندارم تو بهترین لحظات زندگیم تنها باشم.
دکتر شریعتی
پ.ن1: دیروز برا اولین بار همه بچه های دانشگاه با هم رفتیم خونه یکی از دوستامون مهمونی ،خوب بود....خوش گذشت...
ولی شب که اومدم خونه اصلا خوب نبود
پ.ن2: یه جا شنیدم(manototv) دکمه های پیراهنای زنونه سمت چپ دوخته شده پیراهنای مردونه سمت راست !!!...به دکمه هات نگاه کن !!!! آره ؟؟؟درسته؟؟؟
پ.ن3: چقدر بده آدمای اطرافت اونی نباشن که ظاهرشون نشون می ده.......