داستان

داستانش یه کم طولانیه ولی باحاله ارزش خوندن رو داره تا اخرش بخونید.....


صداي ترمز ماشين چرتشو پاره کرد .

سرشو با زحمت آورد بالا و از پشت پلکاي نيمه بازش به ماشين بنز سفيدي که جلوش , کنار خيابون پارک کرده بود نگاه کرد .
طوري به ماشين نگاه مي کرد که انگار مي خواد هيچ جاي اونو نديده نذاره .
يهو نگاش افتاد به راننده .
يه زن بود ....
ادامه نوشته

23 فروردین

* چند تا کلیپ بامزه دیدم گذاشتم ادامه مطلب


*توی پیوند های روزانه تقویم 1390 رو ببینید جالبه

( با موس قسمتای چپ و راست پایینشو بگیرید ورق میزنه)


*این داستانم بخونید قشنگه....

داستان ما

فرهاد و هوشنگ هر دو بيمار يک آسايشگاه روانى بودند. يکروز همينطور که در کنار
استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عميق استخر انداخت و به زير
 آب فرو رفت. هوشنگ فوراً به داخل استخر پريد و خود را در کف استخر به فرهاد
رساند و او را از آب بيرون کشيد. وقتى دکتر آسايشگاه از اين اقدام قهرمانانه
هوشنگ آگاه شد، تصميم گرفت که او را از آسايشگاه مرخص کند.
هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من يک خبر خوب و يک خبر بد برايت دارم.
خبر خوب اين است که مى توانى از آسايشگاه بيرون بروى، زيرا با پريدن در استخر
و نجات دادن جان يک بيمار ديگر، قابليت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن
به بحرانها نشان  دادى ومن به اين نتيجه رسيدم که اين عمل تو نشانه وجود اراده
و تصميم در توست. و اما خبرد اين که بيمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى
 بلافاصله بعد از اين که از استخربيرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش
 دار زده استو متاسفانه وقتى که ما خبرشديم او مرده بود.
هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد.
من آويزونش کردم تا خشک بشه...

ادامه نوشته

آخه چرا بلاگفا قالب های my theme رو قبول نمی کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!:(

mail.com

داشتم ایمیلامو چک می کردم دوتا عکس دیدم باحال بود من که خیلی خوشم اومد

یه داستانم هست جالبه اگه دوست داری برو ادامه مطلب ببینشون...

 

ادامه نوشته

                گاهی اوقات.......................خیلی دیره

قمپز در کردن

تا حالا شده توی یه مجلس نشسته باشید و بعد از تموم شدن حرف یه نفر اطرافیانش یواش با هم حرف بزنن

و بگن نه بابا یارو قمپز در میکنه...؟؟؟


قمپز ( در اصل قپوز) نام توپی است که عثمانی‌ها در سلسله جنگ‌هایی که با ایران داشته‌اند مورد استفاده

قرار می‌دادند. این توپ اثر تخریبی نداشت چرا که در آن از گلوله استفاده نمی‌شد و فقط از باروت و پارچه‌های

کهنه که با فشار درون لوله توپ جای می‌دادند تشکیل شده بود. هدف از استفاده آن ایجاد رعب و وحشت در

بین سپاهیان و ستوران بوده است.  در جنگ‌های اولیه بین ایران و عثمانی، این توپ نقش اساسی در تضعیف

روحیه سربازان ایرانی داشت ولی بعدها که دست آنها رو شد، دیگر فاقد اثر اولیه بود و هر گاه صدای دلخراش

این توپ به صدا در می‌آمد، سپاهیان می‌گفتند: نترسید، قمپز در کردند.


خلاصه قمپز در کردن به گفته علامه دهخدا یعنی دعاوی دروغین کردن ، بالیدن نابجا و فخر و مباحات

بیمورد کردن ، حرفهای بیهوده و بی اساس زدن..


ببینم شما چی تا حالا قمپز در کردید؟

خداحافظ 1389

سلام من اومدم

خوبید دوستای مهربونم؟؟؟

مرسی که تو این چند وقت که من نبودم شما ها بهم سر زدید

مخصوصا فریناز جوونم  که نظرای قشنگش چراغ اینجا رو روشن نگه داشته .


نوروز امسال هم تموم شد امیدوارم  خودم و شما ها سال خیلی خوبی در پیش داشته باشیم

راستی یادتون نره یه خاطره کلی از سال 89 یه جایی برا خودتون بنویسید چند سال دیگه

این نوشته ها براتون خیلی ارزش پیدا می کنه .

خیلی دلم واسه وبلاگای دوستام تنگ شده می خوام برم به همشون سر بزنم.


اگه سوغاتی می خوای بدو ادامه مطلب .

ادامه نوشته